01:00 ق.ظ
2965
شهادت حضرت زهرا علیها السلام به آقا صاحب الزمان(عج) ونایب برحقش امام خامنه ای تسلیت باد.

چه كسانی حضرت فاطمه زهرا(س) را به شهادت رساند؟ كسانی می گویند كار شیخ اول و شیخ دوم است ولی‌ در روایت گفته می شود آنان چنین شهامتی را نداشتند و حضرت علی‌(ع) شخصیتی‌ والا مقام بود و بعد از شهادت این بانو، حضرت انتقام خون فاطمه زهرا(س) را گرفت و چگونه و به چه دلیل آنها به خانه حضرت هجوم بردند، آیا دلیل خاصی‌ وجود داشت؟

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است لذاست كه امام موسى بن جعفر علیه السلام می فرماید:« انَّ فاطمة سلام الله علیها صدّیقة شهیده فاطمه سلام الله علیها صدیقه شهیده بود.»
اما اینكه چه كسانی به این عمل زشت و ناجوانمردانه دست زدند روشن است. همانهایی كه خلافت را غصب كردند و برای ربودن آن و رسیدن به اهداف شوم خود حتی تنها یادگار پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را هم به شهادت رساندند.
به هر حال برای روشن شدن موضوع ما حوادث بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله را تا زمان شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها خدمتتان عرض میكنیم تا مشخص شود خلفای غاصبی كه خلافت را غصب كردند هدفشان از این كار جز ریاست طلبی و رسیدن به قدرت چیز دیگری نبوده و در این راه حتی حضرت زهرا سلام الله علیها را هم به شهادت رساندند:
پیامبر اكرم (ص) در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجرت وفات نمود.عصر همان روز در حالی كه امیرالمومنین مشغول غسل و تكفین پیامبر بود. عده ای از انصار در سقیفه بنی ساعده جمع شده و به دنبال تعیین خلیفه از سوی خودشان برآمدند و برای این امر سعدبن عباده را انتخاب كردند.با آگاهی عمر و ابوبكر از این ماجرا آندو به سرعت به همراه ابو عبیده جراح و معن بن عدی وعویم بن ساعده به طرف سقیفه به راه افتادند تا از قافله عقب نمانند.
پس از كشمكشهایی فراوان بالاخره آنان ابوبكر را به عنوان خلیفه انتخاب كردند.
پس از آنكه حاضران در سقیفه همگی با ابوبكر بیعت كردند، عده‌ای برای تثبیت آن به راه افتادند. «ابن ابی الحدید» به نقل از «براء بن عازب» می‌نویسد: عده‌ای از بنی‌هاشم مشغول غسل رسول خدا بودند و من از شدت غصه و ناراحتیِ مصیبت وارده و از ترس اینكه مبادا خلافت را از دست بنی‌هاشم خارج سازند، بین این گروه و مسجد در رفت آمد بودم. در این اثناء خبر رسید كه عده‌ای در سقیفه اجتماع كرده‌اند. ناگهان عمر و ابوبكر غیبشان زد. سپس خبر رسید كه با ابوبكر بیعت كرده‌اند. طولی نكشید كه ابوبكر به همراه عمر، ابو عبیدة جراح و عده‌ای از اهل سقیفه را دیدم كه به راه افتاده‌اند وهر كه را می‌بینند دستش را گرفته و به عنوان بیعت به دست ابوبكر می‌دهند خواه راضی به چنین عملی باشد یا از آن اكراه داشته باشد. سریعا خود را به بنی‌هاشم رساندم. آنان در را (برای غسل دادن رسول خدا) به روی خود بسته بودند. با شدت تمام در را كوبیدم و با فریادی بلند آنان را از بیعت مردم با ابوبكر آگاه ساختم
عمر،‌ ابوعبیده، ابوبكر و همرانشان رفته رفته وارد مسجد النبی شدند در حالی كه عمر مرتب اطراف ابوبكر می‌دوید و فریاد می‌زد: همانا مردم با ابوبكر بیعت كردند، ابوبكر بر منبر رسول خدا نشسته خطبه‌ای خواند. ابوذر كه از مسئله بیعت آگاهی یافته بود به مسجد رفت و طیّ سخنانی مردم را به اطاعت از علی (ع) فرا خواند.
در این اثناء قبیله از اعراب به نام بنی اسلم كه برای تامین معاش خود وارد مدینه شده بودند با بیعت‌گیرندگان برخورد كردند. عمر به اطلاع آنان رساند كه اگر در بیعت گرفتن یاری‌شان كنند در عوض مؤونه آنان را تامین خواهد نمود. آنان نیز پذیرفته و چوب به دست در مدینه به راه افتادند. تعداد آن‌ها به حدی زیاد بود كه كوچه‌های مدینه مملو از آنان گردید. آنان هر كس را كه می‌دیدند گرفته به زور و كشان‌كشان برای بیعت به نزد ابوبكر می‌آوردند. این روند بیعت گیری تا شب ادامه یافت. با فرا رسیدن شب آنها به منازل خود بازگشتند.
روز سه شنبه نیز ابوبكر به همراه عمر و ابوعبیده جراح به مسجد پیامبر آمدند و ضمن خواندن خطبه مجددا مردم را به بیعت با ابوبكر فراخواندند اما قبل از آن عمر منصب قضاوت و ابو عبیده منصب دریافت غنائم را بین خود تقسیم كردند.
اكثریت مورخین و سیره‌نویسان متقدم بر این عقیده‌اند كه پیامبر در شب چهارشنبه به خاك سپرده شده‌ است. برخی نیزمانند ابن هشام و طبری زمان دقیق‌تری از آن را تعیین كرده و تصریح كرده‌اند كه این مسئله در نیمه‌های شب رخ داده است.
روز چهارشنبه یعنی تنها دو روز بعد از وفات پیامبر(ص)، ابوبكر و عمر با نقشه ای حساب شده، دستور دادند كه تمام مردانی كه در سپاه اسامه بودند باید به لشكر اسامه در بیرون از شهر مدینه پیوسته و از شهر خارج شوند.هدف آنان كاملا مشخص بود چرا كه آنان سعی داشتند تمامی مهاجرین و انصار را از شهر خارج كرده و آنگاه با خیالی آسوده به دنبال بیعت گرفتن از مخالفین سرسخت خود كه تا آنموقع بیعت نكرده بودند به خصوص بنی هاشم و امیرالمومنین علی علیه السلام باشند.
بیعت نكردن امام علی علیه السلام برای دستگاه خلافت سنگین و غیر قابل تحمل بود، از این رو تصمیم گرفتند كه از علی علیه السلام و بنی هاشم و افراد دیگری كه بیعت نكرده بودند، بیعت اجباری بگیرند. آنان دو روز بعد از تدفین پیامبر یعنی در روز جمعه اولین یورش را به خانه وحی انجام دادند.
یعقوبی در این باره می نویسد:
ابوبكر و عمر كه خبر یافته بودند گروه بنی هاشم با علی بن ابی طالب در خانه فاطمه دختر پیامبر خدا فراهم گشته اند، پس آنان با گروهی به عنوان مخالفت با این اقدام، به خانه هجوم آورند تا از علی علیه السلام و مخالفان خلافت ابوبكر بیعت بگیرند، به همین علت بود كه عمر آن ها را برای بیعت ـ به سوی مسجد ـ كشید.
یعقوبی در ادامه جریان سقیفه چنین می نویسد:علی علیه السلام بیرون آمد و زبیر شمشیری حمایل داشت. پس عمر با او برخورد و با وی درگیر شد و او را بر زمین زد و شمشیرش را شكست و به خانه ریختند، پس فاطمه«علیهاالسلام» بیرون آمد و گفت: به خدا قسم باید بیرون روید وگرنه مویم را برهنه سازم و نزد خدا ناله و زاری كنم.
ذهبی در شرح زندگانی ابن ابی دارم از قول ابن حماد كوفی می نویسد: هنگامى با مشعل آتش براى تسلیت دختر پیامبر اكرم ( ص ) آمدند كه وى « به محسن » باردار بود و تهاجم به خانه و ... موجب قتل محسن طفلى كه هنوز پا به دنیا ننهاده بود گردید . چنانكه ابن ابى دارم در ادامه می گوید: عمر لگدى بر حضرت زهرا (س) زد تا محسن سقط گردید.
بعد از انجام این جنایت هولناك آنان به زور علی علیه السلام و دیگر افرادی را كه از بنی هاشم در آن جا گرد آمده بودند، به همراه خود بردند...
نتیجه:
با توجه به نكاتی كه عرض شد به این نتیجه رسیدیم كه اولا خلیفه اول و دوم نقش مستقیمی در جسارتهای وارد شده به حضرت زهرا سلام الله علیها و شهادت آنحضرت داشتند و بر عكس آنچه در سوال نوشته بودید بر اینكار جسارت لازم را هم داشتند و نیز روشن شد كه هدف آنان از این كار تنها رسیدن به قدرت و ریاست بود لذا برای رسیدن به آن به هر جنایتی دست زدند.