تبلیغات
حسینیه حضرت علی اکبر ((ع))
10:43 ب.ظ
2943
امام زاده ای که 3 امام معصوم را درک کرده بود!

ایشان از جمله شخصیت های برجسته شیعی در قرن سوم هجری است که توفیق درک سه امام معصوم را (امام جواد (علیه السلام)، امام هادی (علیه السلام)، امام حسن عسکری (علیه السلام)) داشته است

یکی از امام زادگان جلیل القدری که نسب او با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می رسد حضرت عبدالعظیم حسنی است. وجود این شخصیت والا مقام از دیر باز مایع خیر و برکت و گسترش فرهنگ و ادب اسلامی در سرزمین ایران بوده است. ایشان از جمله شخصیت های برجسته شیعی در قرن سوم هجری است که توفیق درک سه امام معصوم را (امام جواد (علیه السلام)، امام هادی (علیه السلام)، امام حسن عسکری (علیه السلام)) داشته است.[1]

جایگاه و منزلت عبد العظیم حسنی(علیه السلام)
در منابع رجالی شخصیت عبد العظیم حسنی (علیه السلام) به نیکی و بزرگی یاد شده است، برای نمونه در کتاب معجم رجال الحدیث، از ایشان به عنوان مردی عابد که روزها را روزه می گرفت و شب ها را به تهجد و عبادت صرف می کرد یاد شده است.[2]، و یا اینکه جناب صدوق ایشان را شخصیتی مورد رضایت و قبول معرفی می کند «و کان مرضیا»[3]، این تعبیر در خصوص یک روایی حدیث می تواند کنایه از بزرگی و حسن منزلت یک روایی باشد.[4]، حتی عده ای بر این باورند که می تواند گویای وثاقت شخص نیز باشد.[5] و یا اینکه صاحب بن عباد در یکی از کتاب های خود در مقام معرفی حضرت عبد العظیم حسنی (علیه السلام) این چنین می نویسد: «او مردی، پارسا و دیندار، عابدی مشهور به امانتداری، و صدق در گفتار، عالم به امور دین و آگاه به علم توحید و عدل و نشر حدیث بود و از امام هادی و امام حسن عسکری (علیه السلام) روایات و نامه هایی را دریافت کرده است.»[6]، و همچنین جناب علامه حلی (ره) در خصوص این شخصیت والا مقام این چنین می نویسد: «او شخصیتی عالم، عابد، و پارسا بود و او را حکایتی است که بر حسن حال او دلالت می کند.»[7]

روایاتی ماندگار و ارزشمند
بدون شک فرهنگ اصیل و ارزشمند شیعی غنا و ارزش خود را مدیون راویان مجاهدی است که سخنان گوهر بار معصومین (علیهم السلام) را با مجاهدت و با سخت ترین شرایط در سینه ضبط و ثبت کرده اند و آن را در اختیار جویندگان حق و حقیقت قرار دادند. روایات ارزشمند اعتقادی و اخلاقی که جامعه شیعی بر اساس آن شکل و رونق گرفته است.
در منابع روایی، روایات فراوان اعتقادی و اخلاقی وجود دارد که از طریق عبدالعظیم حسنی برای جامعه شیعی به یادگار مانده است، کار ارزشمندی که جایگاه و منزلت عبد العظیم حسنی را در مکتب اهل بیت دو چندان کرده است.
در منابع روایی نقل شده است: «منزلت شیعیان ما را بر پایه اندازه روایتی که از ما نقل می کنند و درکی که از ما دارند بشناسید.»[8]، اگر در این روایت و روایات مشابه به خوبی دقت و تأمل شود بهتر می توان به جایگاه راویان حدیثی همچون «عبدالعظیم حسنی» پی برد.

تسلیم بودن در برابر حق
حضرت عبدالعظیم حسنی علاوه بر نقش روایتگری فرهنگ و معارف اهل بیت(علیهم السلام) که تأثیر مهمی در ترویج فرهنگ شیعی به خصوص در منطقه شهر ری و ایران داشت، خود نیز همچون آموزگاری معتقد و مقید به آموزه های اهل بیت به گونه ای رفتار می کرد که مصداق بارز حدیث شریف بودند: «مردم را با غیر زبان خود [به مذهب خویش] دعوت كنید، تا پارسایى و سخت كوشى [در عمل و عبادت] و نماز و خوبى را از شما ببینند؛ زیرا اینها، خود [بهترین] مبلّغند.»[9]
از این رو با دقت و تأمل در سبک و سیاق زندگی سیدعبدالعظیم حسنی (علیه السلام) متوجه روحیه انقیاد و اطاعت پذیری او در برابر خداوند متعال و همچنین حجت های الهی می شویم، کما اینکه:

1) درک محضر امام و دانش پذیری از امام معصوم (علیهم السلام)، 2). پرسش از امام معصوم چه حضوری و غیر حضوری و کتبی، 3). عرضه دین خویش به امام، 4). ارجاع و اعتماد امام به وی.[10]، همه و همه گویای شناخت ژرف و عمیق عبد العظیم حسنی (علیه السلام) از حجت های خدا و تسلیم در برابر آنان است.

پیام آور درس های زندگی برای شیعیان
همان طور که در مطالب پیشین نیز بیان شد، سید عبد العظیم حسنی (علیه السلام) راوی روایت های زیبایی از اهل بیت است که محتوا و مواد سبک زندگی اسلامی را رونق وغنای صد چندان بخشیده است. در یکی از روایت هایی که عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) خود روای آن است از امام رضا(علیه السلام) این چنین نقل کرده است:
اى عبد العظیم! از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنان بگو:
«شیطان را بر خویش مسلّط مگردانید، و آنان را به راستگویى در گفتار، و اداى امانت، و خاموشى، و ترك جدال بى فایده، و روى آوردن به یكدیگر و به دیدار هم رفتن فرمان بده، كه آن باعث تقرّب به من است؛ و این كه خودشان را به پرده درى یكدیگر مشغول نسازند، كه من به جان خود سوگند یاد كرده ام كه هر كس چنین كند و یكى از دوستانم را خشمگین كند، از خدا بخواهم كه او را در دنیا به شدیدترین عذابْ كیفر دهد و در آخرت، از زیانكاران سازد. و آنان را آگاه كن كه خداوند، نیكوكارشان را بخشیده و از بدكارشان گذشت كرده است، مگر آن كه به او شرك ورزیده، یا یكى از دوستانم را آزرده، یا نسبت به او بدبین باشد، كه خداوند، او را تا وقتى كه از این كار دست برندارد، نمى بخشد. پس اگر باز گردد كه هیچ؛ وگرنه، روح ایمان از جانش خارج گردد، و از ولایت من بیرون رود، و از ولایت ما بهره اى ندارد. من از چنین فرجامى به خدا پناه مى برم.»