06:43 ب.ظ
2830
‍ مناظره جالب میرزای شیرازی با شیخ انصاری . میرزای شیرازی(بزرگ) .
میرزای شیرازی کربلا را ترک گفته و قبل از رفتن به اصفهان وارد نجف شد و در درسهای مهم آن روزگار شرکت جست ولی با این همه برای ماندن در نجف قانع نشده دوباره قصد برگشت به اصفهان کرد تا اینکه شیخ علی نهاوندی از شاگردان آیه الله العظمی شیخ مرتضی انصاری به ایشان خبر داد که طلبه بسیار با استعدادی به نام میرزا محمد حسن شیرازی از اصفهان به نجف آمده است ولی درسها او را قانع نکرده ، قصد برگشت به اصفهان را دارد. شیخ انصاری پیشنهاد کرد تا در جلسه ای که بعد از ظهر همان روز در حرم مطهر امیرالمومنین علیه السلام برگزار می شود با میرزای شیرازی ملاقات کند. شیخ علی نهاوندی به میرزای شیرازی خبر داد و هر دو به دیدار شیخ شتافتند. شیخ اعظم مسئله ای علمی از میرزای شیرازی سوال کرد. میرزای شیرازی پاسخ گفت ولی شیخ انصاری با استدلال محکم آن جواب را ابطال کرد و فرضیه دیگری را مطرح کرد میرزای شیرازی جواب شیخ را قبول کرد و به بطلان جواب خویش اعتراف نمود شیخ انصاری مجددا جوابی را که خود بیان کرده نیز باطل کرد و جواب سومی را بیان نمود و میرزا به بطلان جواب دوم و صحت جواب شیخ را قبول کرد و به بطلان جواب خویش اعتراف نمود شیخ انصاری مجددا جوابی را که خود بیان کرده نیز باطل کرد و جواب سومی را بیان نمود و میرزا به بطلان جواب دوم و صحت جواب سوم معترف شد ولی شیخ باز جواب سوم را ابطال کرده و جوابی دیگر داد. این سوال و جوابها هفت بار ادامه یافت میرزای شیرازی با مشاهده قدرت استدلال و تسلط فوق العاده علمی شیخ شگفت زده شد و با استفاده از ذوق سرشار خویش ، بیتی از اشعار سعدی را خواند که بیانگر انصراف از تصمیم خویش (هجرت از نجف) بود: 
چشم مسافر چو بر جمال تو افتد 
عزم رحیلش بَدل شود به اقامت 
بدینسان میرزای شیرازی به حلقه یاران خاص شیخ انصاری می پیوندد رابطه ای که تا پایان عمر شیخ، استوار مانده و از استادی و شاگردی بسی فراتر می رود بطوریکه شیخ انصاری چون کتاب مهم ((فرائد الاصول )) خویش را می نگارد با اصرار زیاد از میرزای شیرازی می خواهد که آنرا تصحیح کند.
منبع:گلشن ابرار،ج۱،ماخذ پایگاه اطلاع رسانی حوزه