حضرت حمزه سیدالشهداء

اینجا منطقه جنگ احد است و این هم قبر حمزه سیدالشهدا( ع) عموی پیامبر است 

http://i35.tinypic.com/35k96gz.jpg

 

 

گرویدن وی به اسلام موجب سربلندی دین خدا شد، زیرا پس از آن مسلمانان از انزوا بیرون آمدند و قریش با درک پشتیبانی توانا و استوار حمزه از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از آزارهای خود کاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان‏ ملایم‌تر شد.

  

حمزه بن عبدالمطلب، عموی پیامبر گرامی اسلام بود، دو سال پیش از ولادت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) دیده ‏به جهان گشود.

 

در میان جوانان قریش در دلاوری و بزرگواری برجسته و در آزاداندیشی، آزادمنشی وستم‏ستیزی سرآمد بود. سلحشوری و توان رزمی وی همزمان با آغاز دوره جوانی نمودار شد.

 

آن آزادمرد، حتی پیش از پذیرش اسلام، از رسول خدا در برابر آزارهای مشرکان‏حمایت می‏کرد. گرویدن وی به اسلام موجب سربلندی دین خدا شد، زیرا پس از آن مسلمانان از انزوا بیرون آمدند و قریش با درک پشتیبانی توانا و استوار حمزه از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از آزارهای خود کاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان‏ ملایم‌تر شد.

 

حمزه(علیه السلام) همراه دیگر مسلمانان به مدینه هجرت کرد و خدمات ارزنده‏ای بویژه درامور نظامی ارائه داد.

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مسائل دفاعی حکومت نوبنیاد خود اهتمام خاصی داشتند. ایشان‏ با تشکیل گروه‌های رزمی درصدد برآمدند امنیت مدینه را تامین کرده، مسلمانان را برای رویارویی با دشمنان آماده سازند. بر این اساس هفت ماه پس از هجرت، نخستین‏ گروه گشتی رزمی را به فرماندهی حضرت حمزه (علیه السلام)، اعزام نمودند. گرچه این‏رویارویی بدون درگیری پایان یافت ولی نشانه‏ای از اقتدار سپاه اندک اسلام دربرابر کاروان بزرگ مشرکان بود.

 

رسول گرامی اسلام در ربیع‏الاول سال دوم هجرت غزوه «ابواء» را تدارک دید و درجمادی‏الاولی غزوه «ذات العشیره‏» را به قصد تعقیب کاروان قریش سازماندهی کرد. در این دو غزوه نیز پرچمدار سپاه اسلام، حضرت حمزه بود.

 

آن رزمنده نستوه در جنگ بدر حضوری درخشنده داشت. این نبرد با امدادهای الهی ودلاوری‏های بی‏مانند امیرمومنان علی (علیه السلام) و سلحشوری حمزه، با پیروزی قاطع سپاه اسلام‏ به پایان رسید. در این پیکار تنی چند از سران کفر به دست توانای حمزه به هلاکت ‏رسیده یا به اسارت درآمدند. طعیمه بن‏عدی و ابوقیس بن‏ فاکه از جمله این کشته ‏شدگان‏ بودند و اسود بن‏عامر به دست‏ حمزه به اسارت درآمد.

 

سیدالشهدا حمزه ‏بن ‏عبدالمطلب در غزوه بنی قینقاع پرچمدار سپاه اسلام بود. یهودیان بنی‏ قینقاع ‏نخستین گروه یهود بودند که با اسلام اعلام جنگ نمودند. سپاه اسلام قلعه آنها رامحاصره کرد. آنگاه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آنان را از مدینه تبعید نمود و اموالشان رامصادره کرد.

 

یک سال پس از جنگ بدر، غزوه احد با هدف مقابله با مشرکانی که برای انتقام‏گیری‏ از مسلمانان و جبران شکست‏ بدر به سمت مدینه آمده بودند آغاز گردید. حمزه و برخی دیگر از مسلمانان سلحشور، معتقد به جنگ برون‏ شهری بودند، حمزه به رسول خدا عرض کرد: سوگند به آن که قرآن را بر تو فرستاد امروز دست‏ به غذا نخواهم برد، مگرآنکه بیرون مدینه با شمشیر خود بر دشمن بتازم!

 

حضرت حمزه (علیه السلام) از معدود قهرمانانی‏ بود که در جنگ، نشان بر خود می‏نهاد و بدین وسیله خود را به دوست و دشمن معرفی‏ می‏کرد. او نمونه‏ای از شجاعت و دلیری در میدان نبرد بود، خود را به اعماق صفوف‏ دشمن می‏رساند و با دشمن درگیر می‏شد، از قدرت بازوی برجسته‏ای بهره‌مند بود. دراحد با دو شمشیر پیش رسول خدا می‏جنگید و می‏گفت: من شیر خدا هستم!

 

شهادت

دراحد، به هنگام تهاجم دشمن، وفادار و ثابت‏ قدم از رسول خدا دفاع می‏کرد و توانست‏ سی مشرک جنگجو را به هلاکت‏ برساند.

 

یکی از مشرکان به نام «وحشی»، زیر درختی در کمین آن سردار دلاور نشسته بود. حمزه او را دید و آهنگ او کرد. یکی از دشمنان راه‏ را بر او بست. حمزه به او حمله کرد و وی را به قتل رساند. سپس با شتاب به سوی ‏وحشی خیز برداشت ولی پایش در گل سر خورد و به زمین افتاد.

 

در این هنگام وحشی ‏زوبین به سویش پرت کرد ... و بدین ترتیب آن بزرگوار پس از عمری جهاد در راه خدا و یاری پیامبر گرامی به ملکوت اعلی پیوست و آن سردار رشید، شهید شاهد بارگاه ‏الهی شد.

 

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در منزلت او فرمود: سالار شهیدان در روز قیامت نزد خداوند حمزه است‏.

 

مزار آن سردار شهید و دیگرشهیدان احد همواره زیارتگاه عاشقان و عارفان الهی و الهام‏بخش جهاد و شهادت به مبارزان بوده است. «السلام علیک یا عم رسول الله السلام علیک یا خیر الشهداء السلام علیک یا اسد الله و رسوله‏»

 

 

 

حمزه کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله درباره‏اش فرمود: هر کس مرا زیارت کند، ولی به زیارت حمزه نرود، جفا کرده است.

 

   

در «اعیان الشیعه» می خوانیم: نام او، قبل از اسلام و بعد از اسلام حمزه به معنای شیر یا شدت بود، به فرمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله لقب او «اسداللَّه» و «اسدرسوله» و «سیدالشهدا» گذاشته شده.

 

حضرت حمزه در سال دوم بعثت اسلام آورد و همراه پیامبر عزیز صلی الله علیه وآله هجرت نمود. او از نامداران قریش بود، همین که شنید ابوجهل توهین و جسارت به پیامبر صلی الله علیه وآله کرده، با شدت ناراحتی وارد مسجدالحرام شد، دید که ابوجهل در کنار کعبه نشسته است با کمان خود چنان بر سر او زد که شکافته شد و گفت: من دین محمد صلی الله علیه وآله را پذیرفته ام، چرا به او توهین کرده‏ای؟

 

مسلمان شدن حمزه، در قدرت اسلام و جلوگیری از آزار پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقش مهمی داشت. پیامبر صلی الله علیه وآله میان حمزه و زیدبن‏حارثه برادری برقرار کرد.

 

حضرت علی علیه السلام می‏فرمود: ای کاش، بعد از رحلت پیامبر اسلام، دو یار همچون جعفر طیار و حمزه داشتیم.

 

حمزه در سال اول هجری پرچمدار رسول اللَّه صلی الله علیه وآله در جنگ بواط و جنگ بنی‏قینقاع بود. (1) او در جنگ بدر، افراد متعددی را به هلاکت رساند و در جنگ احد به هر سو حمله می‏کرد، دشمن را تار و مار می‏نمود.

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله همین که بدن مقدس حمزه را در احد قطعه قطعه دید، تصمیم گرفت (2) که 70 نفر از مشرکان را به این سرنوشت برساند، ولی آیه نازل شد که: «هرگاه خواستید مجازات کنید، فقط به مقداری که به شما تعدّی شده، کیفر دهید نه بیشتر از آن و اگر صبر و شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است» (3)

 

بعد از نزول آیه شریفه، بلا فاصله پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله گفت: «صبر می‏کنم، صبر می‏کنم». با اینکه برای پیامبر زمانی سخت تر از هنگامی که بدن مبارک حضرت حمزه را با آن وضع در میدان دید، وجود نداشت ولی به خاطر رضای خداوند چنان صبر و بزرگواری از خود نشان داد که قابل بیان نیست.

 

همین مشرکان مکّه که در احد، آن چنان رفتار کردند، بعد از چند سال (روز فتح مکّه) به فرمان رسول گرامی صلی الله علیه وآله مورد عفو عمومی قرار گرفتند. اگر رفتار مشرکان را در احد، کنار رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله با مردم مکّه قرار دهیم عواطف و بزرگواری و انسانیت را مشاهده می‏نماییم.

 

حمزه شهیدی است که امام سجاد علیه السلام در خطبه مسجد شام (بعد از شهادت امام حسین علیه السّلام) به خویشاوندی او افتخار نمود. (4)

 

او به فرمان پیامبر بزرگوار صلی الله علیه وآله در بعضی جنگها فرمانده بود و با تهدیدات خود، جلوی سوء قصدها و توطئه‏ها را نسبت به پیامبر عزیز صلی الله علیه وآله می‏گرفت. (5)

 

حمزه کسی است که در جنگ بدر، یکی از سرکردگان ارتش کفر را که به قدرت خود مغرور بود، هلاک نمود. (6) او کسی است که روز قیامت بر مرکب رسول خدا صلی الله علیه وآله سوار می‏شود. (7)

 

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام هر هفته به زیارت قبر او رفته، اشک می‏ریخت. (8) حمزه کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله درباره‏اش فرمود: هر کس مرا زیارت کند، ولی به زیارت حمزه نرود، جفا کرده است. (9)

 

حمزه شهیدی است که سینه‏اش را بعد از شهادت، شکافته، جگرش را بیرون آوردند و جویدند، گوش و بینی و دست و پای مبارکش را قطعه قطعه نمودند. (10)

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله لباس خود را از تن بیرون آورد و بر روی جنازه قطعه قطعه شده حضرت حمزه انداخت. (11)

 

وقتی که صفیه خواهر حمزه (عمه رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله) به احد آمد تا بدن برادر شهیدش را ببیند، پیامبر اکرم به فرزند صفیه گفت: مادرت را منصرف کن. آن بانوی اسلام گفت: من می‏دانم؛ برادرم شهید شده است و بدن مبارکش را قطعه قطعه کرده‏اند، می‏توانم صبر کنم، این شهادتها در راه خدا کم است، ما از این پیشامد خشنودیم و صبر کرده و در راه خداوند متعال به حساب می‏آوریم.

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که روحیه را آنقدر بالا دیدند، اجازه دادند که خواهر بر سر جنازه برادر حاضر شود، ولی در عین حال رسول خدا صلی الله علیه وآله دست مبارکش را بر قلب این بانو (که عمه اوست) گذارد، خواهر گریه‏ها کرد، رسول خدا صلی الله علیه وآله هم گریه کرد، ولی جمله‏ای برخلاف رضا و تسلیم نگفت. (12)

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هفتاد و دو بار، بر بدن حمزه نماز خواند به این ترتیب که اول بر حمزه نماز خواند، سپس هر یک از شهدا را که می‏آوردند در کنار بدن مقدس حمزه قرار می‏دادند و پیامبر صلی الله علیه وآله بر هر دو نماز می‏گزاردند. (13)

 

حمزه کسی بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره‏اش فرمود: «احبُّ اَعمامی الیَّ حمزةُ». (14) شهیدی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله همین که دید، زنان مدینه برای سایر شهدا عزاداری و گریه می‏کنند، با چشمان اشکبار فرمود:

«لکِنْ حَمزةُ لا بَواکیَ لَهُ» (15)، «حیف، که برای عموی شهیدم گریه کننده‏ای نیست».

 

زنان مدینه از آن پس برای حمزه به قدری عزاداری کردند که رسول خدا صلی الله علیه وآله در حق آنان فرمود: به خانه‏هایتان برگردید، خداوند پاداش این عزاداری شما را با رحم و الطاف خود جبران کند، انصافاً حق یاری را ادا نمودید. (16)

 

پی نوشت:

1- جنگ با یهودیانی که پیمان خود را شکستند و این واقعه بعد از جنگ بدر بود، کامل ابن اثیر جلد 2 صفحه 137

2- نورالثقلین، جلد 3 صفحه 96 ذیل آیه 126 سوره نحل

3- وَ اِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقبْتُمْ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّابِرینَ سوره نحل آیه 126

4- منتهی الامال صفحه 461

5- فروغ ابدیت ، جلد 1 صفحه 273 و صفحه 272

6- فروغ ابدیت جلد 1 صفحه 506

7- سفینةالبحار، حمزه

8- بحارالانوار، جلد 10، صفحه 442

9- سفینةالبحار، حمزه

10- سفینةالبحار، هند

11- سفینةالبحار ج 1 ص 338

12- اعیان الشیعه جلد 6 صفحه 246

13- اعیان الشیعه جلد 6 صفحه 246

14- تنقیح المقال مامقانی جلد 1 صفحه 375

15- سیره ابن هشام جلد 3 صفحه 104

16- سیره ابن هشام جلد 3 صفحه 105

 

«کتاب عمره، تألیف حجةالاسلام محسن قرائتی»